تبليغاتX
دودکش بو‌می‌دهد و دودمی‌کند. اگر لازم شد گاز هم می‌گیرد. با احتیاط وارد شوید!

  از آغاز    تماس     خروجی     بایگانی 

علی | 87/04/19 | 
از زمان‌ نوجوانی به بعد همیشه دوست داشته‌ام که در قالب کسانی که دوست دارم جای آن‌ها باشم قرار بگیرم. فکر کنم این روی‌کردی طبیعی‌ست. از یک‌جایی به بعد همزمان با تعقیب این حالت،‌ شعارهای جانبی هم شکل گرفت؛ نظیر این‌که می‌گفتم من از فلانی دقیقن کپی‌برداری نمی‌کنم،‌ بلکه خوبی‌ها (!) را در خودم جمع می‌کنم. یک نوع شکل‌پذیری با قالب. پس از این مرحله وارد روشن‌اندیشی (!) شدم و گفتم من همان‌ام که دوست دارم. یعنی همه‌ی چیزهایی که دوست داشتم باشم را در خود رسوب دادم و دیگر برای‌ام مهم نبود که در ترکیب با دیگران چه وجه‌ای دارم. می‌خواهم اسم این مرحله را بگذارم شکل‌گیری بی‌قالب.

گونه‌ی جدیدی از این «ادا بازی»‌ها را به تازگی کشف کردم؛ شاید همین چند روز و به‌ویژه امروز. ماجرا این است که در گونه‌ی جدیدِ شکل‌گیری (اگر نگوییم رشد) هم‌سان با علایق طرف مقابل‌ام یک صورتک (یا نقاب و یا ماسک و یا قالب) می‌سازم و می‌گذارم روی صورت یارو. با این حرکت هم او خوشحال می‌شود و هم منی که نظاره‌گر او هستم.

این شکل جدید ظاهرا به من این باور را می‌دهد که درست است آن شخص کامل نیست و معایبی دارد که هم او و هم من به آن آگاهیم اما ترجیح می‌دهیم تا رفع مشکل با آن شادی کنیم. نوعی شکل‌گیری با قالب در اطراف. مثل این می‌ماند که قالبی که تا مدتی پیش استفاده می‌کردم را دیگر دوست ندارم تنها برای خودم استفاده کنم. این یک‌جور هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و شعف‌آفرین است. اگر کلاه‌برداری نباشد فعلن دوست‌اش دارم.

بی‌‌ربط: هروقت اسم «نقاب» می‌آید،‌ یاد دورانی می‌افتم که روزها در خانه بودم و روی پروژه‌ی پایان دوره‌ام کار می‌کردم و تنها یک کاست داشتم برای گوش‌دادن؛ «نقاب» از سیاوش قمیشی.

بازنشر مطالب با یادآوری نام دودکش تنها در فضای مجازی آزاد است