از آغاز   تماس   خروجی   بایگانی
آویزه گوشم کردند ، از بچگی می گفتند : خدا را اگر دوست داری ، بعضی از کارها را نکن ، از خدا بترس . و این ترس را همردیف با ترس از حرارت بخاری (جیز بودن ) ، ترس از نرسیدن شکلات های کاکائویی و معادل آنها می یافتم . بزرگتر که شدم هم این ترس در من بود اما شدتش افزون تر شد ، ترس آن همچون سقوط از لبه پرتگاه ، همچون ترس از نابودی بود و هیچگاه هیچ تعریف و حتی دلیلی برای تمایز این ترسها برایم تداعی نشد و بیان نکردند . حتی آموزه های دینی مان هم مرا در ترس از خدا میخکوب می کرد . می گفتند : ترس همیشه خوب است ، اگر از خدا باشد چه بهتر . بترس و دوست بدار . ترس از خدا برای کسی که آنرا شعار (تن پوش) خود قرار دهد ،ایمنی از عذاب آخرت می آورد (1).بنده را وقتی می توان مومن دانست که از خدا بترسد و به خدا امیدوار باشد(2).خردمندترین مردم نیکوکار ترسناک از خداست(3). تنها ازکسی ایمن باش که از خدا بترسد (4).ترس از خدا در دنیا ،موجب ایمنی از ترس در آخرت است (5).کسی که از خدا بترسد دست از ستمگری بر میدارد(6) .خایف و ترسان کسی است که هراس زبانش را بند آورده و پیوسته خاموش باشد(7).
عزیز بزرگواری می گفت : مشکل تو در متوجه نشدن تفاوت معانی " ترس" و " خوف " و " خشیت" است . اما می خواهم بگویم چرا باید خداوند را با ترس از صفات قهرش بنگی کرد ؟ مدت مدیدی است ، می خواهم بگویم اما جراتش را نداشتم ؛ خدایا دوستت می دارم نه از ترس ، نه با ترس ، نه به خاطر ترس . که مجبور باشم و چاره ای جز آن نداشته باشم و نه چونان محکومی که سلاح بر شقیقه اش گذارند و امر کنند بر او ، که فلان نیک مرد را دوست بدار ، و او هم برای ترس از جان و عاقبتش محکوم به دوست داشتن باشد . بهراسد از انجامش ، نهایتش ، عاقبتش . می خواهم بخواهمت ، با آرامش ، با تمام فعل خواستنم .
خداوندا ! مگر نمی شود دوستت بدارم و از تو نترسم ؟
بزرگا ! مگر نمی شود ، مومنت باشم و از تو نترسم ؟
مهربانا ! مگر نمی شود مهربان باشم و به دیگران مهربانی کنم و از تو نترسم ؟
خدایا سعیم بر آنست که ستم نکنم نه از روی ترس ، معصیت نکنم نه از ترس ، مومن باشم ، نه به خاطر ترس ، بلکه به خاطر لطف و عنایتت ، به خاطر محبتت و رأفتت ، به خاطر تمام صفات پاکت که ترس در آن نیست .
خداوندا ! دوستت می دارم و می خواهم که دوستت بدارم نه با ترس از هیبتت ، چون می دانم دوستمان می داری . اما هنوز هم می ترسم ، این بار از حرف و فکر دیگران .
پی نوشت :
(1) امام علی (ع) - جامع احادیث الشیعه – ج14- ص162
(2) امام صادق (ع) – مشکوه الانوار – ص300
(3) امام علی (ع) – مستدرک الوسایل – ج2 – ص292
(4) امام صادق (ع) – مشکوه الانوار – ص300
(5) امام علی (ع) - جامع احادیث الشیعه – ج14- ص162
(6) امام علی (ع) – بحار – ج72 – ص440
(7) امام صادق (ع) – تحف العقول – ص420


