از آغاز   تماس   خروجی   بایگانی
او
مثلي است که مي گويد مرگ خوب است اگر براي همسايه باشد و من حکمتش را و نقطه شروع آن را نمي دانم. اما مرگ خوب نيست اگر براي همسايه هم باشد! هادي جريان قطعي چند هفته اي گاز را در شمال کشور و مشکلات مربوطه را نوشت. من هيچ تفصيل ديگري را لازم نمي دانم جز اضافه شدن خبر مرگ کودکي در آغوش مادرش و ...

من نميدانم و واقعا هم نمي دانم که چرا برنامه اي براي مديريت بحران نداريم و چرا کاري از آن بالاها نمي شود و اين قدر همه در بي خبري نسبت به بحران شمال کشور هستند. از دست آن بالایی ها ادامه خبر مرگ کودک را هم به سه نقطه واگذاشته ام. اما خودمان که مي توانيم به هم يادآوري کنيم چيز هاي ساده اي را:
1) در مصرف گاز صرفه جويي کنيد. نمي دانم چرا صدا و سيما از مردم نمي خواهد که فقط يک اتاق را در خانه شان گرم کنند؟ تا ميزان مصرف پايين بيايد و امکان انتقال گاز به شمال باشد. چرا از مردم نمي خواهد که درز هاي پنجره ها را با نوار چسب بگيرند؟ تا از اتلاف گرما جلوگيري شود چرا چند تا انيميشن ساده براي آموزش نحوه صرفه جويي گاز نمي سازد؟ و از همه مسخره تر چرا ساعات کار ادارات را حداقل 9 تا 2 بعدازظهر نمي کنند؟
2) لطفا درگاه هاي دريافت خبرتان را بيشتر کنيد. امروز در تهران به هر کس از وضعيت شمال گفته ام با تعجب نگاهم کرد. آنقدر بي خبري از بحران است که امروز براي چندمين بار اين اس ام اس مسخره برايم آمده است که با روشن کردن يک بخاري بيشتر کمک به تعطيلي مدارس و دانشگاهها و ادارات کنيم!!! اين همه بي خبري نتيجه اش اين مسخره بازي ها هم مي شود!
3) همسايگان زنده ديگري هم در اطراف ما هستند آنها را هم فراموش نکنيد. به خيابانها که مي رويد ببينيد که پرندگان چه بي رمق هستند. نان هاي خشک کنار سفره تنها مشتي و جيب کوچکي را مي گيرند اما شاید پرنده کوچکی را نجات دهند.
همسايگانمان را دريابيم.


