از آغاز   تماس   خروجی   بایگانی
او
گفت: يه ده سالي عقبي رفيق!
گفت: گوش بگير ببين چي مي شنفي!
نصيري کيهان توي دهه هفتاد يک نشريه در آورده بود به نام صبح. حرف حسابش درباره اسم اين بود که برخلاف کساني که مي گويند غروب انقلاب است تازه اول صبح انقلاب است.
22 بهمن 76 اولين سالي بود که خاتمي رئيس جمهور بود و مي بايست در مراسم 22 بهمن سخنراني کند. برف حسابي آمده بود و تو مي گفتي اين جمعيتي که توي ميدان آزادي آمده اند عجب حالي دارند و ... خلاصه مي شد يک سخنراني حسابي کرد که صبح ارزش هاي انقلابي است و...
بعدازظهر يادت هست که شال و کلاه کرديم رفتيم ميدان وليعصر. اولش کلي پياده روي کرديم توي خيابان وليعصر و نهايتا با ديدن تيپ هاي گوناگون و اي بسا عجيب! گوشه کافي شاپ دنجي حوالي چهارراه وليعصر کز کرديم و بحث ها بالا گرفت که جماعت جوانان و... شد آن بحث که غروب انقلاب يا صبحش! و آن دعواي فيزيکي جدي شد که حقيقت را ناظر تعيين مي کند يا ...
گفت: گفتم که يک ده سالي عقبي رفيق! 22 بهمن 86 هست!
گفت: فرقي مي کنه؟...


